به نام عاشق ترین 
با سلام خدمت همه دوستان عزیزم امیدوارم حال همتون خوب باشه
درد عشق
warnig:هر گونه کپی برداری از این مطالب با ذکر منبع مجاز نمی باشد.
يك لحظه طول ميكشه تا از يكي خوشت بياد و شايد يك
دقيقه طول بكشه تا با يكي سر حرف رو وا كني، يك
ساعت طول ميكشه تا يكي رو دوست د اشته باشي،يك
روز طول ميكشه تا دلت براي يكي تنگ بشه، يك هفته
طول ميكشه تا به يكي عادت كني، و حتي كمتر از يك
ماه طول ميكشه تا عاشق كسي بشي، اما يك عمر
طول ميكشه تا فراموشش كني
اگر ماه شب را فراموش کند
اگر خورشيد روز را فراموش کند
اگر ماهي آب را فراموش کند
اگر مادري فرزندش را فراموش کند
من هرگز تورا فراموش نميکنم
هرکه گفت از بهر تو مردن دروغ است
من راست گفتم که براي تو زنده ام
نوشتم ؛ گريه کردم زار زار
بر گرفته از وبلاگ من مرد تنهای شبم
و اما شعر زیبا از مجموعه ترانه های فریدون
خونه به خونه
خونه به خونه کوچه به کوچه سایه به سایه دنبال تو گشتم
دویدم و دویدم چشمونت ندیدم
هر چی دویدم اما به جایی نرسیدم
شکستم و شکستم ببین که بی تو هستم
رفتی و بی تو اما دل به کسی نبستم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنیا رو گشتم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنبال تو گشتم
دویدم و دویدم خاتون و من ندیدم
نه آب دیدم نه نونی مرگ و به جون خریدم
شکستم و شکستم از این که به تو مستم
خاتون من کجایی که دیگه بی تو خستم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنیا رو گشتم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنبال گشتم
خونه به خونه کوچه به کوچه سایه به سایه دنبال تو گشتم
دویدم و دویدم خاتون و من ندیدم
نه آب دیدم نه نونی مرگ و به جون خریدم
شکستم و شکستم از این که به تو مستم
خاتون من کجایی که دیگه بی تو خستم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنیا رو گشتم
خونه به خونه کوچه به کوچه دنبال گشتم


اوني که از همه شيرينتر رفته
جاي خاليش تو خونه سبز شده رفته
اوني که از همه بهتر واسه من بود
من و تنها با خودم گذاشته رفته
ديگه رفته ديگه رفته ديگه رفته
اوني که اسمش تو قلبم نوشته
واسه هر چي خاطرس مثل فرشته
اوني که بهار عشق و با خودش داشت
مثل پاييز اومد و با برگا رفته
ديگه رفته ديگه رفته ديگه رفته
اوني که مثل فرشته
واسه من عشق و نوشته
واسه ياداي گذشته
جاي شيريني گذاشته
ديگه رفته ديگه رفته ديگه رفته
ديگه دل رو به تو آسون
شده قلبي که هراسون
نمي دم من نمي دم من
نمي شم از عشقت افسون
نمي شم از عشقت افسون
ديگه چشمام و به خورشيد
نه نگاهي به هر اميد
نمي دم من نمي من
نمي شم صبحي که تابيد
نمي شم صبحي که تابيد
اوني که مثل فرشته
واسه من عشق و نوشته
واسه ياداي گذشته
جاي شيريني گذاشته
ديگه رفته ديگه رفته ديگه رفته
منبع: مريم حيدرزاده
در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود
پاکي ها و تباهي ها در همه جا شناور بودند .
آنها از بيکاري خسته و کسل شده بودند .
روزي همه پاکي ها و تباهي ها جمع شدند خسته تر وکسل تر از هميشه .
ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت : بياييد يک بازي کنيم . مثلا
( قايم باشک ) همه از اين پيشنهاد شاد شدند.
ديوانگي فورا فرياد زد . من چشم مي گذارم
و از آنجايي که هيچ کس نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد
همه قبول کردند که او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد .
ديوانگي فرياد زد دارم ميام
واولين کسي را که پيدا کرد تنبلي بود .
زيرا تنبلي ، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود
ولطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود.
دروغ ته درياچه ،هوس در مرکز زمين ،
يکي يکي همه را پيدا کرد به جز عشق .
او از يافتن عشق ، نا اميد شده بود .
حسادت در گوشهايش زمزمه کرد ،
تو فقط بايد عشق را پيدا کني او پشت بوته گل رز است .
ديوانگي شاخه چنگ مانندي را از درخت کند
و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو برد
و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد .
عشق از پشت بوته بيرون آمد
با دستهايش صورت خود را پوشانده بود
از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد .
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند
و او نمي توانست جايي را ببيند . او کور شده بود .
ديوانگي گفت : من چه کردم ..چگونه مي توانم تو را درمان کنم "
عشق پاشخ داد:
تو نمي تواني مرا درمان کني اما اگر مي خواهي کاري بکني .راهنماي من شو...
واينگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و ديوانگي همواره در کناراو...
ولی امیدوارم هر جا هستیم از این عشق که با روح و جان ما پیوسته
خوب مواظبت کنیم


خوب بعد از یک هفته بروز شدم امیدوارم از مطالب خوشتون بیاد همتون به خدا میسپارم به امید دیدار
نظر یادتون نره ها


خوب خداحافظ


div>