تبليغاتX
عاشق ترين
 
عاشق ترین وبلاگ عشقی من محمد عاشق ترین فرزند علی متولد 21/12/1364 ساکن شهر تهران و به قولی مجنون و عاشق و دارای دوستانی (پسر از جمله هادی و علیرضا) با وفا و با معرفت و دیپلم کامپیوتر هستم . و شعارم این است : معرفت دُر گرانیست که به هر کس ندهند ... پر طاوس عزیز است به کرکس ندهند .
Ashegtarin

Ashegtarin


آ ام سیستم (دوستاران راه سیاست)
به چشمانت بیاموز برای عاشق شدن کوچکند !
دختر پاشنه کفش طلا (سیندرلا)
تا شقایق هست ...
عشق آسمونی
ساقیان مجنون
تنهای غریب
کلبه تنهایی نیست دیگه (اشکان جون)
من مرد تنهای شبم
هواداران رئال مادرید
محمد بهترین خواننده ایرانی
سیاوش پرست (طرفداران سیاوش قمیشی)
صدای آخر (طرفداران سیاوش قمیشی)
با حال بیان (بقولی یکی امیر خان)
تنهای تنهام(نازی جون)
سلام خوش آمدی عزیزم (مریم خانم)
می گن بهترین ها (علی خوش دل)
خلوتگاه عشق



آهنگ

 
 
دل خوش هر کی شدیم تو زرد از آب در امدش

بسم الله الرحمن الرحيم

از ميان جمع ياران من چه تک افتاده ام

قطره اشکم که از چشم فلک افتاده ام


حتی با اینکه هیچکس مثل من عاشق تو نیست

پیش تو آینه چشمام حقیر لایق تو نیست حقیر لایق تونیست 

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم  


با سلام خدمت همه دوستان عزیزم امیدوارم حال همتون خوب باشه و با تشکر از همه دوستان که نظر دادند


مگه میشه یه پرنده بمونه بی آب و دونه

مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه

اگه تو بری زپیشم من همون قناری میشم

که تو بغض و گریه هاشم میگه میخوام با تو باشم

مگه میشه که ستاره توی آسمون نباشه

یا گلی به خاطراتم عطر یاد تو نباشه

اگه تو بری زپیشم من همون ستاره میشم

که تو هفتا آسمونم نمیخوام بی تو بمونم

مگه میشه ماهیا رو بگیریم از آب چشمه

یا گلای باغ عشق و بذاریم یه عمری تشنه

اگه تو بری زپیشم من همون ماهیه میشم

که بدون آب و دریا میمیرم بی کس و تنها

مگه میشه گلدونا رو بذاریم تو حسرت آب

یا شب قشنگ عاشق بمونه بی نور مهتاب

اگه تو بری زپیشم من همون گلدونه میشه

که واسه یک قطره آب میکشم حسرت توی خواب

مگه میشه یه پرنده بمونه بی آب و دونه

مگه میشه که قناری توی بغض آواز بخونه

اگه تو بری زپیشم من همون قناری میشم

که تو بغض و گریه هاشم میگه میخوام با تو باشم

مگه میشه که ستاره توی آسمون نباشه

یا گلی به خاطراتم عطر یاد تو نباشه

اگه تو بری زپیشم من همون ستاره میشم

که تو هفتا آسمونم نمیخوام بی تو بمونم


معرفت دُر گرانیست که به هر کس ندهند


وقتی همه چیز را بخواهید همه چیز رو از دست می دهید (یک ضرب المثل ایتالیایی)

آنچه باعث نظم و هماهنگی می شود آشفتگی است (یک ضرب المثل ایتالیایی)


*****این اواخر دردهای پی در پی امانش را بریده بود باورش نمی شد که قلبی به بدنش پیوند شده باشد «تو رو خدا بگید کی قلب عزیزش رو به من هدیه کرده؟» نامزدش امیر در حالی که دست او را در دست داشت گفت:«جوانی که بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده بود.» بعد عکسی را از جیبش بیرون آورد عکس محمد بود خواستگار قبلی اش همان که برای خوشبختی او حاضر بود با ماشین قراضه اش صبح تا شب مسافرکشی کند و حالا با همان ماشین تصادف کرده بود دستش را روی قلبش گذاشت خیلی تند می تپیدگریه امانش نداد

از خدا میخوام هیچ وقت هیچکس مریض نشه ولی دوست داشتم این حکایت من بود و یکروز قلب من بجای قلبش بتپه تا این همه زجر و این همه وفا فنا نشه*****


***ولی واقعا دل خوش هر کی شدیم تو زرد از آب در امدش***

*با تشکر از همه نظر یادتون نره*

خدانگهدار

2 äÇÔÊå ÔÏå ÏÑ  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ÒãÇä 1:18 قبل از ظهر  Èå Þáã  محمد عاشق ترین 
 

پدر2

بسم الله الرحمن الرحيم

یا سید مرتضی

بوی مریم مال من                    عطر گل یاس مال تو

بوی شبو واسه من                    عطر شقایق مال تو

نگاه چشمات مال من                هر چی که دارم مال تو

بوی عشقت مال من                  هرچی گل سرخ مال تو

هر چی که دارم مال تو               ولی عشقت مال من

از سروده های خودم


اما نکردیم پرواز به پایان رسید عمرمان اما نکردیم آغاز

***آخرین چیزی که از پیکر انسان جدا می شود امید است***


با سلام خدمت همه دوستان خوبم و همه اونهایی که نظر دادن

باتشکر از همه

چیزی حول و حوش ده دوازده روز از فوت نابهنگام آقا سید مرتضی میگذره

چه مراسم پر شکوهی بود شب هفت سید اولش یک سیری اومدن و مسجد پر شد و رفتن بعد از نیم ساعت نصف مردم رفتن و تا آخر مجلس مسجد دوباره پر شد چه مراسم پر شکوهی بود کاش ما هم یک کاری کنیم که مجلس ختمون انقدر با شکوه باشه و همه بیان

خدا همه رفتگان رو بیامرزه الهی آمین


من از اون آسمون آبی میخوام

من از اون شبهای مهتابی میخوام

دلم از خاطرهای بد جدا

من از اون وقت های بی تابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم

آرزوهام به یک حباب بدم

سیبی از شاخه حسرت بچینم

بندازم رو آسمون و تاب بدم

گل ایون بهار دل من

یه بیابون لاله زار دل من

من از اون آسمون آبی میخوام

من از اون شبهای مهتابی میخوام

دلم از خاطرهای بد جدا

من از اون وقت های بی تابی میخوام

مثل یه دسته گل اقاقیا

دلم آواز می کنه بیا بیا

تو میری پشت علف ها گم میشی

من میمونم و گل اقاقیا

گل ایون بهار دل من

یه بیابون لاله زار دل من

گل ایون بهار دل من

یه بیابون لاله زار دل من


يکي بود،يکي نبود،زير گنبد کبود

غيرعشق دو نفر،ديگه عاشقي نبود

اون دو تا شاد بودن،هر دو فرياد بودن

بي خبر زحادثه،از غم آزاد بودن

بين اون روزاي خوب،يه روزي تنگ غروب

جغد پير بد وشوم،اومد از سمت جنوب

ميون پرهاي اون،يه تلسم بد شگون

داده بودن واسه عاشقاي قصه مون

يکيشون گفت خبره،خبر از جادو گره

اگه بازش بکنيم،عشقمون در خطره

يهو آسمون تپيد،به خودش ابرا رو ديد

به عزاي عشقشون،اشک آسمون چکيد

آخراي قصه بود،زير گنبد کبود

توي قصه خدا،ديگه اون يکي نبود

يه نفر نشسته بود،از زمونه خسته بود

غم دوري عزيز،دلشو شکسته بود

قصه مون به سر رسيد،رنگ خوشبختي نديد

عشق پاک اون دوتا،به وصالي نرسيد

اگه شاديها کمه،قصه ها پر از غمه

عاشقاي با وفا،دلشون پيش همه

برگرفته از وبلاگ عشق آسمونی


تو یکی از نظرها خوندم که یک روز یک معلم ریاضی یک خط روی تخته می کشه و بعد یک خط دیگه زیر اون خط می کشه خط اولی با نگاه به خط پایینی عاشقش میشه خط پایینی هم با نگاه به خط بالایی عاشقش میشه و در اینجا معلم میگه دوخط موازی هیچگاه به هم نمی رسن ...

دعا میکنم که خط موازی یک روز به هم برسن و همچنین دعا میکنم که هیچ عشقی به جدایی ختم نشه

به امید روزی که من به عشقم برسم

همه رو به خدا می سپارم

بازهم از همه ممنون که نظر دادن

خدانگهدار

یا سید مرتضی

2 äÇÔÊå ÔÏå ÏÑ  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ÒãÇä 5:1 قبل از ظهر  Èå Þáã  محمد عاشق ترین