به نام یزدان 
با سلام خدمت همه دوستان گلم خوب هستید انشاا... ببخشید من سرم شلوغ بود نتونستم بروزم شم تو این روزا یه سر دارم ۳۶ تا مو !
از یه طرف دنبال کارت سوخت از یه طرف دنبال معافی
(خبر خوب به سلامتی دوباره دارم معافی میگیرم و خدمت پر) هستم حالاحالا ها قربانتون
راستی من یادم رفته بود وبلاگم یکساله شده خودم خبر ندارم بذارم تو آرشیو نگا کن تاریخ تولد وبلاگم رو بگم 

خوب من خیلی دنبال این آهنگ بودم و بالاخره پیداش کردم
گفتی برو گفتم به چشم این بود کلا آخرین
گفتی خداحافظ تو گفتم همین گفتی همین
گریه نکردم پیش تو با اینکه پرپر می زدم
با خونه دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثل بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من توفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم
لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود
برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود
من مات مات از بازی شطرنج عشق میامدم
شاه مهره دل رفته بود من لاف بردن میزدم من لاف بردن میزدم
قطعه دل اسب غرور لشکر تا رو مار عشق
دادم به ناز رخ تو این همه یادگار عشق
گفتم ببر هر چی که هست رقیب جلد چیره دست
گفتی تو مغروری هنوز با فتح این همه شکست
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثل بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من توفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم
خوب حال وکردین من که خیلی حال کردم
خوب اینم یه شعر از حسن زکی زاده خیلی با حال هست به نام لباس مشکی 
قصه نگو برای من آخه همش دروغی
من میخوای چی کار سرت به این شلوغیه
سرم داره گیج میره باز از این همه برو بیا
یه کم کنار من بشین تو این شلوغ پلوغیا
امشب تو شمع مجلسی دورت پر از شاپرک
تو چشمات امشب جای عشق پر از دروغ کلک
دروغ یا راست نمیدونم هوادارات فراوان
واسه یه عمری میخوانت یا دو سه روزی مهمونن
عطرای تند بوی سیگار چشم منو می سوزونه
دلم تو جشن تولدت از امدن پشیمونه
اونجا کنار عکسمون هدیتو میذارم میرم
میرم برای عشقمون لباس مشکی بخرم لباس مشکی بخرم
خوب این هم یه شعر زیبای دیگه
خوب دوستان منتظر نظرات زیباتون هستم بروز شدین خبر کنید میام حتما پیشتون
تا بعد دست حق همراتون


خدانگهدار همتون


div>