به نام خدا
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
سلام به همگی خوب هستید انشالله حال ما هم به لطف شما بد نیست سرم یکخورده شخول بود نتوستم بروز کنم خوب بریم ببینیم چی داریم واستون :
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم !!!
این هم داستانکی زیبا و آموزنده برای عوشاق :
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
تا که بودیم نبود کسی
کشت ما رو غم بی هم نفسی
تا که خوفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر ان شیشه بدنیا که هست
نه در ان موقعه که افتاد و شکست
این متن هم فکر کنم ابجی آیدا گلمممممممممممم
برام اف گذاشته بود
و اما یه شعر که من خیلی باهاش حال می کنم و چند وقت یکبار گوش میدم براتون میزارم :
وقتی امدی کسی تو رو ندید ، اما من دیدمت
کسی تو رو حس نکردم ، ولی من با همه وجودم حست کردم
همیشه دلم میخواد برات شعربنویسم عاشق بشم دلتنگ
اما نمی زاره نذاشته همین خورده ریزی که اسمش زندگیه
زندگیه زندگیه
مسافر غریبه من
جاده زندگیت کجاست
بگو که مقصد دلت
تو خونه فرشته هاست
چه قصه ها گفتی برام
از روزگار نالوتی
گفتی دیگه خسته شدم
از
عشق های روغکی
سفر یه جور شکایته
به خنده های دیگرون
چقدر دلم میخواست بگه
بمون بمون کنار من بمون
حرف های من هنوز نا تمام ، تا نگاه می کنم وقته رفتن است
بازهم همون حکایت همیشگی ، پیش از اون که باخبر بشم لحظه عزیمت تو ناگزیر میشم
تو کوله بار خستگی
که پر شده از خاطره
یه قلبی هست که میشکنه
بهونه میکنه دلت
این روزها از نگاه من
بهت می گمه یه حس خوب
از این بیچاره دل بکن
دیو فریب سرنوشت
می خواد تو رو جدا کنه
یکی میگه کاشکی نره
من می گم خدا کنه
من می گم خدا کنه
خوب اینم یه شعر توپ یه کاری هست اگر درست بشه خیلی خوب میشه برام دعا کنید این کار درست شه
یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم
پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست .
نظر یادتون نره 
منتظر هستم


تا بروز شدن بعد خدانگهدار 


div>