به نام خدای عاشقان بی نام و نشان 
سلام به همگی خوب هستید انشاالله ما نمی بینید خوش می گذره ای بی معرفت ها خوب چند وقت نبود گفتیم بروز شیم جاتون خالی نه اصلا چون رفتم شمال اصلا خوش نگذشت خونه هادی اینا رفتم (آیدا
) گرم بود برای اولین بار تو این چند سال اخیر از رفتن به شمال پشیمون شدم چون همه سر کار بودن حتی هادی بگذریم 
سخن را کوتاه کنم بهتر است
چون عزیزان میزنن تخم مرغ بر سرم
این شعر رو هیمن حالا خداحافظ نه ببخشدی اشتب شد سرودم 
این یه شعر تازه
یادش بخیر روزهایی که گل یاست بودم
یادش بخیر قدیما هوش و حواست بودم
حالا ازم رنجیدی رفتی ازم بریدی
دیگه تو قهری با من جواب مو نمیدی
بگو مگه دوستم نداشتی
چرا رفتی تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم
عزیزم آشتی آشتی
تو یه قدم بذاری میام به پیشواز تو
میشم مثل گذشته دلبره تناز تو
حیف منو تو از هم برنجیمو جدا شیم
واسه یه عکس کهنه رنگ گذشته ها شیم
بگو مگه دوستم نداشتی
چرا رفتی تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم
عزیزم آشتی آشتی
دو روز دنیا عزیم ارزش نداره
فاصله بین منو تو سردی میاره
خونه رو گل خونه می کنم برات
تا که باز عشق رو ببینم تو چشات
از راه بیا امشب بیا به دیدارم
با انتظار تو همیشه بیدارم
هنوز تویی دار و ندارم
بگو مگه دوستم نداشتی
چرا رفتی تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم
عزیزم آشتی آشتی
خوب شعر از آخرین کار نوش آفرین
که با سبک حالا بی قرارم توتکه خونده همون شعر معروفه که هر ننه قمری دیگه خوندش
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
شیشه دل را شکستن احتیاج سنگ نیست
این دل با نگاهی سرد پرپر می شود
راستی در مورد کوله پشتی و فرزاد حسنی باهاش حال نکردم چون برنامش تنوع فاحشی نداشته خود فرزاد هم که دو دستی با مسدولان همکاری می کنی نمیدونم خیلی با نظام مدیون میشه مدیونی تو رودربایستی قرار بگیره جوابمو ندی
بذار یه عکس دوزدی بذارم :
توجه این عکس دوزدی می باشد

خوب عزیزان نظر یادتون نره امیدوارم حال دایی آیدا بهتر شده باشه 
آبجی جون اگه امدی تهران فردا (پنجشنبه) به ما هم بگو سعادت زیارتت رو داشته باشیم
قربان همتون بای
راستی میگن شیشه بی احساس هستش نمیدونم چرا وقتی روش نوشتم دوستم دارم گریست 

خدانگهدار

div>